نیمکره راست مغزتان را امتحان کنید

دکتر ها معتقدند که اگر بتوانید ظرف ۳ ثانیه صورت مردی را در میان دانه های قهوه در عکس زیر پیدا کنید، نیم کره راست مغز شما، بهتر از افراد دیگر پرورش یافته است. اگر بین ۳ ثانیه تا یک دقیقه طول بکشد، نیم کره راست مغز شما به صورت عادی پرورش یافته است. اگه بین یک دقیقه تا سه دقیقه طول بکشد، یعنی سمت راست مغز شما کند عمل میکند و باید پروتئین بیشتری مصرف کنید. اگر هم بعد از سه دقیقه هنوز نتوانستید آنرا پیدا کنید،پیشنهاد میشود بیشتر به دنبال انجام اینگونه تست ها باشید تا آن بخش از مغزتان قوی تر بشود. 


 

اگر هنوز موفق نشده اید  ایــــنجا را نگاه کنید.

منبع :http://www.parsi-soft.com/

غم








فرشتگان روزی از خدا پرسیدند:
بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را دیگر برای چه آفریدی؟
خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب میشناسمش تا
غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد.

عدد شما چند است؟

گذشته ، مردم اعتقاد داشتند هر انسان ، عدد ی مخصوص به اسم خود را تا پايان عمر با خود حمل می كند . اين عقيده خرافی مربوط به يونانيان قديم است ! آنها معتقد بودند از حروف الفبا برای عدد نويسی نيز می توان استفاده كرد . برای مثال : حرف لاتين A برای نمايش عدد 1 و B برای نمايش عدد 2 و الی آخر .
اسم يك نفر را به زبان لاتين بنويسيد و سپس برای هر حرف يك عدد در نظر بگيريد. از جدول زير
می توانيد استفاده كنيد .

برای دیدن جدول اعداد بروی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه نوشته

غم كه از راه رسيد در اين سينه بر او باز مكن

نه تو مي‌ماني!

نه اندوه!

و نه هيچ يك از مردم اين آبادي

به حباب نگران لب يك رود قسم

و به كوتاهي آن لحظه شادي كه گذشت

غصه هم خواهد رفت

آنچناني كه فقط خاطره‌اي خواهد ماند

لحظه‌ها عريانند

به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز

تو به آئينه ....

نه!!!!

آئينه به تو خيره شده است

تو اگر خنده كني او به تو خواهد خنديد

و اگر بغض كني

آه از آئينه دنيا كه چه خواهد كرد!

گنجه ديروزت پر شد از حسرت و اندوه چه حيف!

بسته‌هاي فردا، همه اي كاش! اي كاش!

ظرف اين لحظه وليكن خاليست

ساحت سينه پذيراي چه كس خواهد شد؟

غم كه از راه رسيد در اين سينه بر او باز مكن

تا خدا يك رگ گردن باقيست

تا خدا مانده، به غم وعده اين خانه مده ....

 

 

 

تغییر استراتژی

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید .
روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاض و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
 امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!!!
     وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنيد.
.