نتايج پژوهش صورت گرفته بر روي زنان شاغل در كارخانه توليد دارو و مقايسه آنها با زنان خانه‌داري كه همسرانشان در اين كارخانه كار مي‌كند، نشان مي‌دهد زناني كه به صورت نظري حق تصميم‌گيري بيشتري براي همسر خود قائلند، عملا خود از قدرت تصميم‌گيري كمتري برخوردارند و زناني كه به صورت نظري حق تصميم‌گيري بيشتري براي خود قائلند عملا قدرت تصميم‌گيري بيشتري دارند. 

سنجش اثر اشتغال زن بر همكاري شوهر با او در انجام كارهاي خانه بر اساس عقايد و نظرات زنان نشان مي‌دهد كه فعاليت‌هاي جديد اجتماعي زن به موازات خود كاهش مسؤوليت‌هاي مربوط به خانه را براي وي و تقسيم آنها بين زن و شوهر به طور محسوس به دنبال نداشته؛ چرا كه جامعه ما از زن انتظار يك مادر، همسر و يك كدبانوي خوب را دارد.

بنا بر این گزارش ، بررسي مهمترين كارهاي مربوط به خانه شامل نظافت خانه، شستن ظرف‌ها، لباس‌ها، نظافت بچه‌ها، مراقبت از آنها، آشپزي و آماده كردن سفره نشان مي‌دهد كه در خانواده‌هايي كه زن شاغل است، همكاري شوهر با همسر خود در انجام كارهاي مربوط به خانه بيش از خانواده‌هايي است كه زن شاغل نيست.

همچنين افكار و رفتار زنان خانه‌دار كه بيشتر با محيط خانه سر و كار دارند سنتي‌تر از افكار و رفتار زنان شاغل است كه اين امر عمدتا ناشي از محيط اجتماعي كار است كه در آن قرار گرفته‌اند.

از سوي ديگر تحقيقات روستايي نشان مي‌دهد كه به رغم سهم بالاي زنان روستايي در كارهاي توليدي، آنها نقش بسيار ناچيزي در تصميم‌گيري‌هاي توليدي و تصميم‌هاي مربوط به خانه‌داري دارند و با افزايش اين سهم مشاركت آنها در تصميم‌گيري‌ها افزايش نمي‌يابد؛ چرا كه فعاليت‌هاي توليدي زنان جزو وظايف خانگي آنها محسوب مي‌شود و به عبارت ديگر جزء «كاركنان خانوادگي بدون مزد» هستند.

اما در همين محيط‌هاي روستايي هنگامي كه زن در قبال كار خود مزد دريافت مي‌كند و شاغل محسوب مي‌شود قدرت تصميم‌گيري او در خانه افزايش مي‌يابد؛ به گونه‌اي كه در استان يزد 50 درصد و در استان آذربايجان غربي 28 درصد زنان داراي درآمد مستقلند، كسب درآمد مستقل، موجب جدايي زن از خانواده در اين مناطق نشده بلكه درآمد به دست آمده در راه تأمين هزينه‌هاي زندگي و آموزش فرزندان صرف شده است.

به نقل از خبرگزاری زنان ایران