ما بر اساس متن قرآن  معتقديم حضرت حوا نه تنها عامل گناه آدم نبوده است بلكه خود نيز مانند آدم فريب شيطان را خورده و اگر گناهى صورت گرفته (كه ما معتقديم ترك اولى بوده است و نه گناه) دو مجرم دارد نه يكى و اگر قرار است كسى مجازات شود بايد هر دو مجازات شوند نه يكى و اگر پس از هبوط و توبه گناه آنها بخشيده شده (كه طبق نص قرآن پذيرفته شده) ديگر نمى‏توان مجرمان بخشوده را مجازات نمود اگر گناه آن دو بخشوده نشده چگونه نسل آنها تا ابديت به واسطه يك گناه تشريعى (و نه تكوينى) مجازات مى‏شوند آن هم فقط هم‏جنسان يكى از آو، يعنى زنان.

     در حقيقت، در هر دو آيين، زن به خودى خود و « فى حد ذاته» مجرم است ولى تنها در يكى يعنى مسيحيت، رنج‏هاى زايمان كفاره گناه تلقى مى‏شود تا زن به فلاح و رستگارى نائل شود. ولى در آيين يهود تنها به جريمه تصريح شده و بشارت رستگارى در آن ديده نمى‏شود اما در آيين مقدس اسلام، زن فى حد ذاته پاك است و هنگامى كه باردار مى‏شود ثواب مجاهد فى سبيل اللَّه را دارد و وعده آمرزش گناهان به او داده شده است.اما نه آمرزش گناه ناكرده مادرش حوا، كه گناهان خودش در مقام يك انسان. قال رسول اللَّه (ص): « يا ام سلمه اِنَّ المرأة اذا حملتْ كان لها من الاجر كمَن جاهد بنفسه و ماله فى سبيل اللَّه عزوجل فاذا وضعت قَبل لها قد غفرلكِ ذنبك فاستأنفى العمل، فاذا أرضعت فلها بكل رضعة تحرير رقبة من ولد اسماعيل»[i] رسول خدا (ص) به همسرش ام سلمه فرمود: زمانى كه زن باردار شود اجر و پاداش كسى را دارد كه با جان و مالش در راه خدا جهاد مى‏كند و زمانى كه فرزندش را بزايد به او گفته مى‏شود خدا گناه ترا آمرزيد؛ كار و عمل از سر بگير. و زمانى كه كودكش را شير مى‏دهد خداوند متعال براى هر شير دادنى ثواب آزاد كردن بنده‏اى از فرزندان اسماعيل پيغمبر(ع) را به او مى‏دهد. و بدين گونه است كه زن از مرد ممتاز مى‏شود و بخشى از مسير ويژه خويش را در سير الى اللَّه به واسطه موهبت‏هاى اختصاصى خداوند به خود مى‏يابد. موهبت مادرى كه تمام لحظات سير طبيعى آن به عنوان درجات قرب به درگاه حق تعالى در نظر گرفته مى‏شود. آرى براى همه ز باردارى و زايمان يكى از بزرگراه‏هاى رسيدن به عالم ملكوت است، راهى وسيع و گسترده و مقامى ويژه و انحصارى كه هيچ مردى بدان دست نمى‏يابد. امام رضا (ع) فرمود: « و بدان كه حق مادر لازمترين حقوق است و واجبترين آنها، زيرا او بارى برداشته آن جا كه هيچ كس بر نمى‏دارد و فرزند را با گوش و چشم و ديگر اندام‏ها حفظ كرد، در حالى كه شاد و خوشرو بود به اين كار. فرزند را حمل كرد با همه دشوارى‏هايى كه هيچ بر آن تاب و شكيبايى ندارد. راضى شد كه خود گرسنه بماند اما او سير شود و خود تشنه بماند و او سيراب گردد و خود برهنه بماند و او را بپوشاند و خود در آفتاب بماند و او را سايه دهد پس بايد شكر از او و نيكويى به او به اين اندازه باشد و هر چند طاقت اداى كمترين حق او را نداريد مگر به يارى خداوند.»[ii]

 

 



[i] مجلسى، بحارالانوار، ج 103، ص 252

[ii] وسايل الشيعه، ج 15، ص 628