القاب حضرت زهرا (سلام الله عليها)
«انسیه»
فاطمه ی زهرا سلام الله علیها الگوی تمامی انسان ها از زن و مرد بوده و هست زیرا در انسانیت به تمام درجات کمال رسیده بود، اما چون نصیبی از بهشت داشت، او را حوراء انسیه می گویند؛ یعنی انسانی فرشته صفت.
فاطمه انسانی بهشتی
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: هر گاه مشتاق بهشت می شوم فاطمه را می بویم. فاطمه سلام الله علیها بوی بهشت می دهد. او فرشته ای در پوست انسان است. [1]
«بتول»
در لغت بریدن شیء را معنا می دهد و بتول در لغت دختر و دوشیزه ای را گویند که رغبت و حاجت خود را از مردان بریده باشد. کسی که به خاطر خدا از دنیا بریده است، که از ازدواج خودداری می کند، هم چنین به زنی که خون حیض نبیند بتول گفته می شود.
فاطمه ی زهرا سلام الله علیها هیچ گاه خون حیض نمی دید
امیرالمومنین فرمودند: از پیامبر صلوات الله علیه سوال شد: بتول یعنی چه؟ ما از شما شنیده ایم که مریم و فاطمه سلام الله علیهما بتول هستند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: بتول یعنی زنی که خون عادت ماهانه نبیند و هیچ گاه حیض نشود زیرا حیض در دختران پیامبر پسندیده نیست. [2]
فاطمه ی زهرا سلام الله علیها هر شب باکره می گشت
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: فاطمه بتول نامیده شد زیرا از آن چه زنان بر آن عادت دارند (حیض شدن در هر ماه) بریده شده بود و ایشان هر شامگاه باکره می شدند. حضرت مریم نیز بتول نامیده شد زیرا عیسی را در حالی که باکره بود به دنیا آورد. [3]
تذکر: قانون حاکم بر نظم جهان، قانون علت و معلول است و در فرمایش امام صادق علیه السلام آمده است که خداوند هر عملی را از راه خودش و از طریق سبب مخصوص خودش انجام می دهد. و یکی از سنت ها ی خداوند متعال سیر تولد یک فرزند است؛ یعنی قرار گرفتن نطفه ی مرد در رحم زن و سپری شدن مدتی و رشد و نمو و سپس زایمان و تولد آن فرزند. اگر خداوند سنتی را این چنین بوجود آورد و مدتی از آن گذشت، ما بر آن سنت عادت می نماییم و قبول نمودن این سنت در قالبی دیگر کمی دشوار خواهد بود. گر چه در قرآن نیز سنن الهی، غیر قابل تبدیل و تغیییر معرفی می شود لکن در همین کتاب آسمانی، مسائلی را می بینیم که از مجاری عادی به وجود نیامده اند. مثلا قرآن تولد حضرت عیسی را که بیان می کند؛ ایشان را فرزند زنی می داند که ازدواج نکرده است و فقط با اراده ی خداوند باردار گردیده است و بنابر روایات، پس از زایمان هنوز حضرت مریم سلام الله علیها باکره بوده اند. لذا او را بتول و عذراء می نامند. و دیگر امور از این قبیل که گر چه خارق العاده می باشد؛ اما حکایت از بی نظمی جهان ندارد بلکه برهانی روشن بر منظم بودن جهان هستی است. توجه به این نکته لازم است که تمام عوامل طبیعی و عادی در طول اراده ی حضرت حق، منشا اثر می شود یعنی آتش سوزنده است چون اراده ی خداوند بر این امر تعلق گرفته است. و اگر اراده ی خداوند بر سوزندگی تعلق نگیرد، آن آتش سلام و سرد می گردد. از این رو اگر در جایی عملی تحقق یافت و اراده ی خداوند نبود بی نظمی وجود خواهد داشت اما اگر اراده ی خداوند موجود بود ولی بر خلاف راه طبیعی، عملی صورت گرفت مانند بیرون آمدن شتر از میان کوه و سنگ در داستان حضرت صالح دیگر بی نظمی نخواهد بود که عین نظم و قدرت خداوند است. از بیان آنچه گذشت، روشن می شود که اگر خلقت زن به نحوی است که برای تولید مثل، باید خون حیض ببیند و این خونریزی رحم را آماده ی بارداری گرداند این تنها راه تولید مثل نیست بلکه این راه طبیعی و عادی بارداری و زایمان است و چون ذهن ما با این سنت الهی مأنوس شده است خلاف آن را امری عجیب و غریب از ذهن می پنداریم.
اگر فاطمه ی زهرا سلام الله علیها نه پیش از بارداری و نه حین بارداری و نه پس از بارداری خونی نمی بیند، نه تنها نقص نیست بلکه نوعی کرامت است.
حیض و نفاس نقصی برای زن محسوب نمی شود بلکه جزئی از خلقت زن است و خداوند انگیزه ای برای ناقص آفریدن موجودی نداشته و هر موجود در جای خود آفریده شده است. لکن حیض و نفاس ذاتا حالتی است که زن ها آن را دوست نمی دارند و بنا بر روایات، این حالت برای دختران انبیا ناپسند است لذا هیچ یک از دختران پیامبران، خون حیض یا نفاس نمی دیدند و این تفضلی است که خداوند به این زنان نموده است که آنان را از این حالت ناپسند به دور داشته است.
خداوند هر فایده ای را که در این حالات برای زن مقرر داشته است از راهی دیگر به آنان عنایت می کند. پس طهارت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و باکره بودن ایشان در تمامی عمر، نوعی تفضل الهی به شمار می رود که خداوند به ایشان ارزانی داشته و در حقیقت نوعی کرامت است.
برگرفته از سایت www.hejab-shia.com